به نام تنها پناهم ....
من همان اندازه
دلواپس شادمانی توام
که تو
دلواپس شادمانی من
اگر تو خاطری آسوده نداشته باشی
من هم آسوده خاطر نخواهم بود ....

می دونم خیلی دیر اومدم...اما مهم اینه که اومدم !!!![]()
دوستون دارم... و دلتنگت همه خوبی های دنیا هستم...
شب ، ستاره ها بيدار
تنها سخنم با توست .
كيستي ؟
تو سايه اي پر مهر ، ليك رشته اي پر ابهام
در فضاي تاريكي ، چون پري آسماني ،
بي هيچ صدايي ، آرام و سبكبال ،
پا بــر ابـــر ها داشتي !
من ، در گذر اين خواب
تــنها
تو را آه كشيدم كه بــــگو ،
كـيستي ؟
هميشه دلهره با من
هميشه انتظار در دل
حصاري از خيال در ذهن
مرا اينگونه خاموش ساخت
به ناگه ناله شومي ،
مرا از خواب بيدار كرد
و ديدم واژه اي آشنا
كه مي خواند مرا....
كيستي ؟
هوالطیف ...
هر چه هستي باش !!!
با توام
اي لنگر تسكين !
اي تكانهاي دل !
آي آرامش ساحل !
با توام
اي شور ، اي دلشوره شيرين !
با توام
اي شادي غمگين !
با توام
اي غم !
غم مبهم !
اي نمي دانم !
هر چه هستي باش !
اما كاش ...
نه جز اينم آرزويي نيست :
هر چه هستي باش !
اما باش !!!!
امروز وبلاگ یک ساله شد .
و وبلاگ نویس بودنم ۳ ساله ....
و شروع ماه تولدم . اسفند. اسفندی ها تولدتون مبار...............ک
به امید آن روز که . . .
دلتنگ همتون ...
کمی نگران شدم
رهایم کردی و رهایت نکردم !
گفتم حرف دل یکی ست !
هفتصدمین پادشاه را هم اگر به خواب ببینی ،
کنار کوچه ی بغض و بیداری
منتظرت خواهم ماند !
چشمهایم را بر پوزخند این و آن بستم
و چهره تو را دیدم !
گوشهایم را بر زخم زبان این و آن بستم
و صدای تو را شنیدم !
دلم روشن بود که یک روز ،
از زوایای گریه هایم ظهور می کنی !
حالا هم ،
از دیدن این دو سه موی سفید آینه تعجب نمی کنم !
فقط کمی نگران می شوم !
می ترسم روزی در آینه ، تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند
و تو از غربت بغض و بوسه بر نگشته باشی!
تنها از همین می ترسم ! 
از كنار من افسرده تنها تو مرو
ديگران گر همه رفتند خدا را تو مرو
اشك اگر مي چكد از ديده تو در ديده بمان
موج اگر مي رود اي گوهر دريا تو مرو
اي نسيم از بر اين شمع مكش دامن ناز
قصه ها مانده من سوخته را با تو مرو
اي قرار دل طوفاني بي ساحل من
بهر آرامش اين خاطر شيدا تو مرو
سايه ي بخت مني از سر من پاي مكش
به تو شاد است دل خسته خدا را تو مرو
اي بهشت نگهت مايه ي الهام سرشك
از كنار من افسرده ي تنها تو مرو
شفیعی کدکنی
به امید ان روز که . ..
به نام یگانه دوست .
سلام . یه سلام پر از عشق و محبت واسه همه آدمهای عاشق.
واسه همه اونهایی که زندگی رو زیبا می بینن . . .
واسه شمایی که دوست دارید و عشق می ورزید . . .
دلم واسه همتون تنگه . . .
مژده که عشق آمده تا خانه تکانی بکند
تا من پیر گشته ام – باز جوانی بکند
قفل قفس باز شود ، راه نفس باز شود
جان همه پرواز شود –که لا مکانی بکند
لال زبان باز کند ، کر شنود زمزمه را
کور در این منظره ها –چشم چرانی بکند
عشق ! چه چیزی تو مگر ؟؟ وای نباشی تو اگر
شعر زمینگیر مرا- که آسمانی بکند؟؟
دوست ترین دوست تویی، هر چه که نیکوست تویی
لفظ اگر به وصف تو- شرح معانی بکند .
به امید آن روز که ..
به نام خالق زندگی
قشنگ نازنین من که تو باشی سلام ...
من مثه یه بندرم کنار دریای جنوب
چش به راه کشتیها از سر صب تا به غروب !!
صد تا کشتی اومد و یکیش به بندر نرسید ،
پس کجاس کشتی نقره ی دکل ستاره کوب ؟
تو همون کشتی خوبی که همیشه با منی !
تو همونی که از شکسته دل نمی کنی !
آره! آین تویی ! تویی کشتی بادبون حریر !
تنها همنشین تنهایی این بندر پیر .
وقتی دریا ابریه کشتیا مهربون می شن !
میان و کنار تنهایی من صف می کشن !
وای از اون روزی که دریا امن و افتابی باشه !
وای از اون روزی که رنگ آسمون آبی باشه !
کشتیا بندر تنها رو فراموش می کنن!
تنها به حرفای موجای سیاه گوش می کنن!!
پا به پای موجا می رن تا دل دریای دور !
بازم این بندر خسته می شه پرت و سوت و کور !!
تو همون کشتی خوبی که همیشه با منی !
تو همونی که از این شب دل زده ، دل نمی کنی !
آره ! این تویی ! تویی کشتی بادبون حریر !
تهنا همنشین تنهایی این بندر پیر . .

سال
نو بر همگان مبارک .
با زیبا ترین آرزو ها برای تو که ...
همیشه دلتنگ ...
به نام خداوند گار
سلام .
تولدم گذشت خیلی دلم می خواست روز تولدم یه چیزی مثه یه عشق مخملی و نرم بنویسم
اما نشد . اما مهم نیست . همه روز های اسفند واسه من مهم هستن . نه فقط ۲۴ !!
آخ که چه حالی داره !!!
همین خیالها
همین آرزو ها
همین خوش باوریها
همین نیومد کردنا ...
زندگی دل دل همین همین هاست ... آره
* * * *
وقتی زیر بارون هستی و داری قطره ها رو با دست هات می گیری ...
من رو به اندازه ی تعداد قطره هایی که گرفتی دوست داری و من تو رو به اندازه ی
تموم قطره هایی که نگرفتی دوست می دارم .
دلتنگت ...

به نام او که ...
امروز اول اسفند می باشد .
از امروز تا آخر ماه همه روز هاش واسم عزیزن .
در آخر تولد خودم . تولد همتون مبارک
اما نيستی تا اضطراب جهان را
کنار تو در ترانه ای کوچک خلاصه کنم.
اما نيستی تا شب تشويش هر شب خويش را
در اشتعال گريه ها و گور ها روشن کنم.
اما نيستی تا در دهان داس برويم و
در پريشانی شعله پرپر شويم .
اما نيستی ...
خدايا اين بغض بی قرار که فرصت نمی دهد ...
شاعر :سيد علی صالحی ...
به نام خداوندگار
در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علفهای باغ کال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نا مردم زوال پرست
هنوز هم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم .
![]()
دلتنگتون .